<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>یا ابن زهراء</title>
		<link>https://hosyniem.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>چـــــــــراناشکــــــری....</title>
			<link>https://hosyniem.kowsarblog.ir/چـــــــــراناشکــــــری</link>
			<pubDate>19:22:00 +0430 سه شنبه، 17 اردیبهشت 1398</pubDate>			<dc:creator>زهرا عبدالهي تبار</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">750420@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;?????????&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#شاکرباش&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#بازبانت_که_میتونی_شکرکنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?حکایت آموزنده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی حضرت عیسی(علیه السلام) از خداوند درخواست کرد کسی را به او نشان دهد که نزد خدا محبوب تر از او باشد، خداوند عیسی را به پیرزنی که در کنار دریا زندگی می کرد راهنمایی نمود. وقتی عیسی علیه السلام به سراغ آن خانم آمد، دید در خرابه ای زندگی می کند وبا بدنی فلج و چشمانی نابینا در گوشه ای رها شده است. وقتی حضرت عیسی علیه السلام جلوتر رفت ودقّت کرد، دید پیرزن مشغول ذکری است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;✨الحَمدُ للهِ المُنعِمِ المُفضِلِ المُجمِلِ المُکرِمِ✨&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدایا شکرت که نعمت دادی، کرم کردی، زیبایی دادی، کرامت دادی!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حضرت عیسی علیه السلام تعجب کرد که اوبا این بدن فلج که فقط دهانش کار می کند، چرا چنین ستایش می کند؟ با خود گفت که او از اولیای خداست ومن بی اجازه وارد خرابه شدم؛ برگردم، اجازه بگیرم و بعد داخل شوم . به دم خرابه بازگشت و گفت: «السَّلامُ علیکُ یا أَمةَ الله» پیرزن گفت: «وعلیک السَّلام یا روح الله». عیسی پرسید خانم! مگر مرا می بینی؟ &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفت: نه! پرسید: پس از کجا دانستی که من روح الله هستم؟ پیرزن گفت: همان خدایی که به تو گفت مرا ببین، به من هم گفت چه کسی می آید. عیسی با اجازه آن خانم وارد خرابه شد و پرسید خداوند به تو چه داده است که این قدر تشکّر می کنی؟ تشکّر تو برای چیست؟ &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیرزن گفت: یا عیسی، آن چه به من داده بود از من گرفت، آیا همین طور پس گرفته است ؟ آیا وقتی می خواست آن را از من بگیرد، به من نگاه کرد وپس گرفت؟ عیسی فرمود آری، اوّل به تو نگاه کرده وبعد پس گرفته است. پیرزن گفت: من به همان نگاه او خوشم . خدا این نگاه رابه دیگری نداشته وبه من کرده است؛ پس جای شکر دارد!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;✅?چنین پیرزنی به خداوند وصل است در حالی که پیامبر هم نبود. در واقع استادِ حضرت عیسی علیه السلام شد. امّا وقتی برای ما مصیبتی پیش می آید، فکر می کنیم خدا با ما قهر کرده است در حالی که برخی از آن ها جبران گناهان ماست تا خداوند متعال در آخرت ما را عذاب نکند، برخی دیگر از گرفتاری ها به خاطر این است که از خدا غافل نشویم، برخی دیگر هم به خاطر این است که خدا دوستمان دارد و می خواهد به خاطر صبر بر مشکلات، پاداش بیشتری دریافت کنیم.!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?????????&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/چـــــــــراناشکــــــری&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>?????????</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p>#شاکرباش</p>
<p>#بازبانت_که_میتونی_شکرکنی</p>
<p> </p>
<p>?حکایت آموزنده</p>
<p> </p>
<p>وقتی حضرت عیسی(علیه السلام) از خداوند درخواست کرد کسی را به او نشان دهد که نزد خدا محبوب تر از او باشد، خداوند عیسی را به پیرزنی که در کنار دریا زندگی می کرد راهنمایی نمود. وقتی عیسی علیه السلام به سراغ آن خانم آمد، دید در خرابه ای زندگی می کند وبا بدنی فلج و چشمانی نابینا در گوشه ای رها شده است. وقتی حضرت عیسی علیه السلام جلوتر رفت ودقّت کرد، دید پیرزن مشغول ذکری است:</p>
<p> </p>
<p>✨الحَمدُ للهِ المُنعِمِ المُفضِلِ المُجمِلِ المُکرِمِ✨</p>
<p> </p>
<p>خدایا شکرت که نعمت دادی، کرم کردی، زیبایی دادی، کرامت دادی!</p>
<p> </p>
<p>حضرت عیسی علیه السلام تعجب کرد که اوبا این بدن فلج که فقط دهانش کار می کند، چرا چنین ستایش می کند؟ با خود گفت که او از اولیای خداست ومن بی اجازه وارد خرابه شدم؛ برگردم، اجازه بگیرم و بعد داخل شوم . به دم خرابه بازگشت و گفت: «السَّلامُ علیکُ یا أَمةَ الله» پیرزن گفت: «وعلیک السَّلام یا روح الله». عیسی پرسید خانم! مگر مرا می بینی؟ </p>
<p> </p>
<p>گفت: نه! پرسید: پس از کجا دانستی که من روح الله هستم؟ پیرزن گفت: همان خدایی که به تو گفت مرا ببین، به من هم گفت چه کسی می آید. عیسی با اجازه آن خانم وارد خرابه شد و پرسید خداوند به تو چه داده است که این قدر تشکّر می کنی؟ تشکّر تو برای چیست؟ </p>
<p> </p>
<p>پیرزن گفت: یا عیسی، آن چه به من داده بود از من گرفت، آیا همین طور پس گرفته است ؟ آیا وقتی می خواست آن را از من بگیرد، به من نگاه کرد وپس گرفت؟ عیسی فرمود آری، اوّل به تو نگاه کرده وبعد پس گرفته است. پیرزن گفت: من به همان نگاه او خوشم . خدا این نگاه رابه دیگری نداشته وبه من کرده است؛ پس جای شکر دارد!</p>
<p> </p>
<p>✅?چنین پیرزنی به خداوند وصل است در حالی که پیامبر هم نبود. در واقع استادِ حضرت عیسی علیه السلام شد. امّا وقتی برای ما مصیبتی پیش می آید، فکر می کنیم خدا با ما قهر کرده است در حالی که برخی از آن ها جبران گناهان ماست تا خداوند متعال در آخرت ما را عذاب نکند، برخی دیگر از گرفتاری ها به خاطر این است که از خدا غافل نشویم، برخی دیگر هم به خاطر این است که خدا دوستمان دارد و می خواهد به خاطر صبر بر مشکلات، پاداش بیشتری دریافت کنیم.!</p>
<p> </p>
<p>?????????</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/چـــــــــراناشکــــــری">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosyniem.kowsarblog.ir/چـــــــــراناشکــــــری#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosyniem.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=750420</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>میهمانیه همه بیایید....</title>
			<link>https://hosyniem.kowsarblog.ir/میهمانیه-همه-بیایید</link>
			<pubDate>12:30:00 +0430 سه شنبه، 17 اردیبهشت 1398</pubDate>			<dc:creator>زهرا عبدالهي تبار</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">750116@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;? رمضان عجب ماهیست &amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? خوابیدن مان عبادت حساب مے شود&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? نفس کشیدن مان تسبیح خداست&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? یک آیه ثواب یک ختم قرآن دارد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? افطاری دادن به یک نفر ثواب آزاد کردن یک اسیر دارد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? و تمام گناهان را به عبادت و توبه &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تو مے بخشند&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? وقتے خـــدا میزبانِ مهمانے شود معلوم است سنگ تمام مے گذارد&amp;#8230;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/میهمانیه-همه-بیایید&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>? رمضان عجب ماهیست &#8230;</p>
<p> </p>
<p>? خوابیدن مان عبادت حساب مے شود&#8230;</p>
<p>? نفس کشیدن مان تسبیح خداست&#8230;</p>
<p> </p>
<p>? یک آیه ثواب یک ختم قرآن دارد&#8230;</p>
<p>? افطاری دادن به یک نفر ثواب آزاد کردن یک اسیر دارد&#8230;</p>
<p> </p>
<p>? و تمام گناهان را به عبادت و توبه </p>
<p>تو مے بخشند&#8230;</p>
<p>? وقتے خـــدا میزبانِ مهمانے شود معلوم است سنگ تمام مے گذارد&#8230;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/میهمانیه-همه-بیایید">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosyniem.kowsarblog.ir/میهمانیه-همه-بیایید#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosyniem.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=750116</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>میهمانیه همه بیایید....</title>
			<link>https://hosyniem.kowsarblog.ir/میهمانیه-همه-بیایید-1</link>
			<pubDate>12:29:00 +0430 سه شنبه، 17 اردیبهشت 1398</pubDate>			<dc:creator>زهرا عبدالهي تبار</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">750117@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;? رمضان عجب ماهیست &amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? خوابیدن مان عبادت حساب مے شود&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? نفس کشیدن مان تسبیح خداست&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? یک آیه ثواب یک ختم قرآن دارد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? افطاری دادن به یک نفر ثواب آزاد کردن یک اسیر دارد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? و تمام گناهان را به عبادت و توبه &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تو مے بخشند&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? وقتے خـــدا میزبانِ مهمانے شود معلوم است سنگ تمام مے گذارد&amp;#8230;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/میهمانیه-همه-بیایید-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>? رمضان عجب ماهیست &#8230;</p>
<p> </p>
<p>? خوابیدن مان عبادت حساب مے شود&#8230;</p>
<p>? نفس کشیدن مان تسبیح خداست&#8230;</p>
<p> </p>
<p>? یک آیه ثواب یک ختم قرآن دارد&#8230;</p>
<p>? افطاری دادن به یک نفر ثواب آزاد کردن یک اسیر دارد&#8230;</p>
<p> </p>
<p>? و تمام گناهان را به عبادت و توبه </p>
<p>تو مے بخشند&#8230;</p>
<p>? وقتے خـــدا میزبانِ مهمانے شود معلوم است سنگ تمام مے گذارد&#8230;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/میهمانیه-همه-بیایید-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosyniem.kowsarblog.ir/میهمانیه-همه-بیایید-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosyniem.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=750117</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>انتظار...</title>
			<link>https://hosyniem.kowsarblog.ir/انتظار-436</link>
			<pubDate>11:56:00 +0330 دوشنبه، 19 آذر 1397</pubDate>			<dc:creator>زهرا عبدالهي تبار</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">693246@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/media/blogs/hosyniem/quick-uploads/p693246/27527d3889cade21b716075e8bb571a67f375a71.jpg?mtime=1544430437&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p693246]&quot; id=&quot;link_47758&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;انتظار...&quot; src=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/media/blogs/hosyniem/quick-uploads/p693246/_evocache/27527d3889cade21b716075e8bb571a67f375a71.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1544430437&quot; width=&quot;261&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/انتظار-436&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/media/blogs/hosyniem/quick-uploads/p693246/27527d3889cade21b716075e8bb571a67f375a71.jpg?mtime=1544430437" target="_blank" rel="lightbox[p693246]" id="link_47758"><img alt="انتظار..." src="https://hosyniem.kowsarblog.ir/media/blogs/hosyniem/quick-uploads/p693246/_evocache/27527d3889cade21b716075e8bb571a67f375a71.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1544430437" width="261" height="320" class="loadimg" /></a></div></div><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/انتظار-436">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosyniem.kowsarblog.ir/انتظار-436#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosyniem.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=693246</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>انتظار...</title>
			<link>https://hosyniem.kowsarblog.ir/انتظار-435</link>
			<pubDate>11:56:00 +0330 دوشنبه، 19 آذر 1397</pubDate>			<dc:creator>زهرا عبدالهي تبار</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">693245@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/انتظار-435&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/انتظار-435">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosyniem.kowsarblog.ir/انتظار-435#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosyniem.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=693245</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>حضرت دلبر..</title>
			<link>https://hosyniem.kowsarblog.ir/حضرت-دلبر-3</link>
			<pubDate>18:47:00 +0330 چهارشنبه، 14 آذر 1397</pubDate>			<dc:creator>زهرا عبدالهي تبار</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">691670@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/media/blogs/hosyniem/quick-uploads/p691670/27527d3889cade21b716075e8bb571a67f375a71.jpg?mtime=1544023103&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p691670]&quot; id=&quot;link_47648&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;حضرت دلبر..&quot; src=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/media/blogs/hosyniem/quick-uploads/p691670/_evocache/27527d3889cade21b716075e8bb571a67f375a71.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1544023103&quot; width=&quot;261&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/حضرت-دلبر-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/media/blogs/hosyniem/quick-uploads/p691670/27527d3889cade21b716075e8bb571a67f375a71.jpg?mtime=1544023103" target="_blank" rel="lightbox[p691670]" id="link_47648"><img alt="حضرت دلبر.." src="https://hosyniem.kowsarblog.ir/media/blogs/hosyniem/quick-uploads/p691670/_evocache/27527d3889cade21b716075e8bb571a67f375a71.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1544023103" width="261" height="320" class="loadimg" /></a></div></div><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/حضرت-دلبر-3">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosyniem.kowsarblog.ir/حضرت-دلبر-3#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosyniem.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=691670</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>زندگینامه شیطان قسمت اخر</title>
			<link>https://hosyniem.kowsarblog.ir/زندگینامه-شیطان-قسمت-اخر</link>
			<pubDate>09:39:00 +0330 سه شنبه، 13 آذر 1397</pubDate>			<dc:creator>زهرا عبدالهي تبار</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">691268@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;? زندگینامه شیطان (قسمت آخر)&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;شیطان در جواب گفت: اول آن که، اجازه دهى تا روز قیامت زنده باشم. &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;خدا در جوابش فرمود: اگر مى خواهى از صدمه مرگ و جان کندن نجات یابى اراده من بر این است که هر کس به دنیا آید مزه مرگ را بچشد&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;چون نجات از مرگ براى کسى نیست؛ تو را مهلت مى دهم تا روزى که معلوم است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;شاید مراد روز ظهور امام عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف) باشد که به دست لشکر آن حضرت کشته مى شود و شاید هم روز آخر دنیا باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;شیطان گفت: دوم این که، خدایا! از تو مى طلبم که در مقابل هر یک از فرزندان آدم، دو فرزند به من عطا کنى! &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;️از این رو، در اخبار وارد شده : برابر هم یک نفر از اولاد آدم که متولد مى شود، دو شیطان بر او مسلط است و او را اغوا مى کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;سوم، گفت: خدایا! از تو مى خواهم که مرا در بدن اولاد آدم مانند خون جریان دهى که از هر جاى بدن او بخواهم، بتوانم او را به معصیت بکشانم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;چهارم، از تو مى خواهم که فرزندان آدم ما را نبینند، ولى ما آنها را ببینیم!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پنجم، از تو مى خواهم این قدرت را به من بدهى که به هر صورت بخواهم بتوانم در آیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;بنابر این (در هر جا و هر شکلى که مى خواهد در مى آید تا شاید مردم را فریب دهد). &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;همان طور که در اول خلافت ابوبکر به شکل پیرمردى زاهد در آمد، اول به ابوبکر بیعت کرد تا مردم تشویق شدند. و ده ها داستان دیگر&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;ششم، پروردگار! از تو مى خواهم تا روح در بدن اولاد آدم است بر آن مسلط باشم!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;هفتم، عرض کرد: خدایا! از تو مى خواهم مرا مخصوصا در سینه آدم و اولاد او مسلط گردانى تا او را وسوسه کنم. چنان چه در قرآن مى فرماید «الخناس الذى یوسوس فى صدور الناس من الجنه و الناس» &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;«شیطانى که وسوسه و اندیشه بد در دل مردم مى افکند، وسوسه او، هم در دل جن باشد و هم در دل انسان»&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;خداوند هم در پایان هر یک از خواسته هاى او فرمود: راضى شدم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;وقتى شیطان این حاجات را از خداوند گرفت، عرض کرد: فبعزتک لاغوینهم اجمعین&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;اى خدا! به عزت و بزرگوارى خودت، همه آنها را گمراه و از راه راست منحرف مى کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;من آنها را از پیش رو (آنها که آخرت را در پیش دارند در نظرشان کوچک و ساده جلوه مى دهم) &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;و از پشت سر (آنها را که به جمع آورى اموال و ثروت مشغول هستند به بخل و نپرداختن حقوق واجب دستور مى دهم) &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;و از طرف راست (امور معنوى را به وسیله شبهه و شک و تردید ضایع مى سازم)، &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;و از طرف چپ (لذت مادى و شهوات را در نظر آنها جلوه مى دهم.) و سراغشان مى روم و تو اکثر آنها را شکر گزار نخواهى یافت&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;مثنوى، مولوى، دفتر اول، ص ۲۰۱.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; کتاب سلیم بن قیس&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; ناس آیه ۴ و ۵.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; ص، ۳٨، آیه ٨۱.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; اعراف آیه ۱۶؛ بحار، ص ۲۷۴.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;#ابلیس&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;#شیطان&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/زندگینامه-شیطان-قسمت-اخر&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"> </p>
<p style="text-align: right;">? زندگینامه شیطان (قسمت آخر)</p>
<p style="text-align: right;"> </p>
<p style="text-align: right;">شیطان در جواب گفت: اول آن که، اجازه دهى تا روز قیامت زنده باشم. </p>
<p style="text-align: right;">خدا در جوابش فرمود: اگر مى خواهى از صدمه مرگ و جان کندن نجات یابى اراده من بر این است که هر کس به دنیا آید مزه مرگ را بچشد</p>
<p style="text-align: right;">چون نجات از مرگ براى کسى نیست؛ تو را مهلت مى دهم تا روزى که معلوم است.</p>
<p style="text-align: right;">شاید مراد روز ظهور امام عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف) باشد که به دست لشکر آن حضرت کشته مى شود و شاید هم روز آخر دنیا باشد.</p>
<p style="text-align: right;">شیطان گفت: دوم این که، خدایا! از تو مى طلبم که در مقابل هر یک از فرزندان آدم، دو فرزند به من عطا کنى! </p>
<p style="text-align: right;">️از این رو، در اخبار وارد شده : برابر هم یک نفر از اولاد آدم که متولد مى شود، دو شیطان بر او مسلط است و او را اغوا مى کنند.</p>
<p style="text-align: right;">سوم، گفت: خدایا! از تو مى خواهم که مرا در بدن اولاد آدم مانند خون جریان دهى که از هر جاى بدن او بخواهم، بتوانم او را به معصیت بکشانم.</p>
<p style="text-align: right;">چهارم، از تو مى خواهم که فرزندان آدم ما را نبینند، ولى ما آنها را ببینیم!</p>
<p style="text-align: right;">پنجم، از تو مى خواهم این قدرت را به من بدهى که به هر صورت بخواهم بتوانم در آیم.</p>
<p style="text-align: right;">بنابر این (در هر جا و هر شکلى که مى خواهد در مى آید تا شاید مردم را فریب دهد). </p>
<p style="text-align: right;">همان طور که در اول خلافت ابوبکر به شکل پیرمردى زاهد در آمد، اول به ابوبکر بیعت کرد تا مردم تشویق شدند. و ده ها داستان دیگر&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">ششم، پروردگار! از تو مى خواهم تا روح در بدن اولاد آدم است بر آن مسلط باشم!</p>
<p style="text-align: right;">هفتم، عرض کرد: خدایا! از تو مى خواهم مرا مخصوصا در سینه آدم و اولاد او مسلط گردانى تا او را وسوسه کنم. چنان چه در قرآن مى فرماید «الخناس الذى یوسوس فى صدور الناس من الجنه و الناس» </p>
<p style="text-align: right;">«شیطانى که وسوسه و اندیشه بد در دل مردم مى افکند، وسوسه او، هم در دل جن باشد و هم در دل انسان»</p>
<p style="text-align: right;">خداوند هم در پایان هر یک از خواسته هاى او فرمود: راضى شدم.</p>
<p style="text-align: right;">وقتى شیطان این حاجات را از خداوند گرفت، عرض کرد: فبعزتک لاغوینهم اجمعین</p>
<p style="text-align: right;">اى خدا! به عزت و بزرگوارى خودت، همه آنها را گمراه و از راه راست منحرف مى کنم.</p>
<p style="text-align: right;">من آنها را از پیش رو (آنها که آخرت را در پیش دارند در نظرشان کوچک و ساده جلوه مى دهم) </p>
<p style="text-align: right;">و از پشت سر (آنها را که به جمع آورى اموال و ثروت مشغول هستند به بخل و نپرداختن حقوق واجب دستور مى دهم) </p>
<p style="text-align: right;">و از طرف راست (امور معنوى را به وسیله شبهه و شک و تردید ضایع مى سازم)، </p>
<p style="text-align: right;">و از طرف چپ (لذت مادى و شهوات را در نظر آنها جلوه مى دهم.) و سراغشان مى روم و تو اکثر آنها را شکر گزار نخواهى یافت&#8230;</p>
<p style="text-align: right;"> </p>
<p style="text-align: right;">مثنوى، مولوى، دفتر اول، ص ۲۰۱.</p>
<p style="text-align: right;"> کتاب سلیم بن قیس</p>
<p style="text-align: right;"> ناس آیه ۴ و ۵.</p>
<p style="text-align: right;"> ص، ۳٨، آیه ٨۱.</p>
<p style="text-align: right;"> اعراف آیه ۱۶؛ بحار، ص ۲۷۴.</p>
<p style="text-align: right;"> </p>
<p style="text-align: right;">#ابلیس</p>
<p style="text-align: right;">#شیطان</p>
<p style="text-align: right;"> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/زندگینامه-شیطان-قسمت-اخر">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosyniem.kowsarblog.ir/زندگینامه-شیطان-قسمت-اخر#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosyniem.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=691268</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>زندگینامه شیطان۶</title>
			<link>https://hosyniem.kowsarblog.ir/زندگینامه-شیطان۶</link>
			<pubDate>09:37:00 +0330 سه شنبه، 13 آذر 1397</pubDate>			<dc:creator>زهرا عبدالهي تبار</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">691266@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? #عصر_ظهور ٨۰&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? زندگینامه شیطان (قسمت ششم)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سپس خداوند فرمود: الحال چاره اى جز این نیست که باید از بهشت خارج شوید. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و آنها را از مکان و مقام خود بیرون کردند و به زمین فرستادند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;️لازم به ذکر است که بعد از مجازات شیطان و آدم و حوا ، مار هم به دلیل گناهی که کرده بود از بهشت به صورت عریان ودست وپا قطع شده بیرون انداخته شد و دهانش را که شیطان را پنهان کرده بود پر از زهر شد و زیبایی خود را از دست داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک شبهه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی گفته میشود که در بهشت سخنان لغو وبیهوده وجود ندارد پس چگونه شیطان با دروغ وارد بهشت شد و با نیرنگ آدم وحوا را فریب داد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که بهشت حضرت آدم باغی از باغ‏های دنیا بود که خورشید و ماه بر آن میتابید &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و بسیار زیبا و آب و هوای خوبی داشت و اگر بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن رانده نمیشد».&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منبر خرابه شیطان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;️روایت شده است که صبح آن شبی که پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج تشریف بردند و همه جا را دیدند، شیطان خدمت پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شب گذشته که به معراج تشریف بردید، &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آسمان چهارم، طرف چپ &amp;#8220;بیت المعمور&amp;#8221; منبری بود، شکسته و سوخته و به رو افتاده، آیا آن منبر را شناختی؟ آیا می‌دانی آن منبر متعلق به کیست؟ &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حضرت فرمودند: خیر، آن منبر متعلق به کیست؟ &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیطان عرض کرد: آن منبر من بود، بالای آن می‌نشستم و ملائکه پای منبرم نشسته و من آنها را موعظه می‌کردم، ملائکه از عبادت و بندگی من تعجب می‌کردند. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی که تسبیح از دستم می‌افتاد، چندین هزار ملک برخواسته تسبیح را می‌بوسیدند و به دست من می‌دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اعتقاد من این بود که خداوند مخلوقی برتر از من خلق نفرموده است. اما امر بر عکس شد و رانده درگاه الهی شدم و الان از من بدتر و ملعون‌تر در درگاه احدیت کسی نیست&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امیر المومنین حضرت علی (علیه السلام) درباره عبادت شیطان و عاقبت او می فرماید: &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از کار خدا درباره ابلیس پند گیرید که کردار دراز مدت او را تباه و کوشش فراوانش را بر باد داد و این به سبب لحظه ای تکبر و سرکشی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیطان مزد عمل مى گیرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از آن که شیطان از سجده کردن بر آدم سرپیچى کرد و از بهشت بیرون شد. گفت: پروردگارا! حالا که مرا بیرون و از رحمت خود دور مى کنى، عبادات من چه مى شود، هزاران سال عبادتت کرده ام که فقط چهار هزار سال آن را به دو رکعت نماز گذراندم! &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علاوه بر آن خودت فرمودى، عمل عمل کنندگان را ضایع نمى کنم، آیا سزاوار است که با یک اشتباه، مزد عمل چندین هزار ساله من به کلى از بین برود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;️خطاب از مصدر جلال خداوند رسید که مزد هیچ کس در پیش من ضایع نمى شود؛ ولى کسى که قابلیت نداشته باشد پاداش کارش را در آخرت دهم،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دنیا هر چه بخواهد، مى دهم. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیطان عرض کرد: من هم مزد عمل خود را در دنیا از تو طلب مى کنم. چون به واسطه آدم جهنمى شدم حاجات خود را درباره آدم و فرزندان او قرار مى دهم! &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خطاب شد: حاجات خود را بگو تا به تو ببخشم&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادامه دارد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۲&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، به نقل از بحارالانوار. فخرالدین طریحی، مجمع البحرین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نهج البلاغه خطبه ۱۹۲&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosyniem.kowsarblog.ir/زندگینامه-شیطان۶&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"> </p>
<p>? #عصر_ظهور ٨۰</p>
<p>? زندگینامه شیطان (قسمت ششم)</p>
<p> </p>
<p>سپس خداوند فرمود: الحال چاره اى جز این نیست که باید از بهشت خارج شوید. </p>
<p>و آنها را از مکان و مقام خود بیرون کردند و به زمین فرستادند.</p>
<p>️لازم به ذکر است که بعد از مجازات شیطان و آدم و حوا ، مار هم به دلیل گناهی که کرده بود از بهشت به صورت عریان ودست وپا قطع شده بیرون انداخته شد و دهانش را که شیطان را پنهان کرده بود پر از زهر شد و زیبایی خود را از دست داد.</p>
<p>یک شبهه:</p>
<p>وقتی گفته میشود که در بهشت سخنان لغو وبیهوده وجود ندارد پس چگونه شیطان با دروغ وارد بهشت شد و با نیرنگ آدم وحوا را فریب داد؟</p>
<p>از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که بهشت حضرت آدم باغی از باغ‏های دنیا بود که خورشید و ماه بر آن میتابید </p>
<p>و بسیار زیبا و آب و هوای خوبی داشت و اگر بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن رانده نمیشد».</p>
<p>منبر خرابه شیطان</p>
<p>️روایت شده است که صبح آن شبی که پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج تشریف بردند و همه جا را دیدند، شیطان خدمت پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله!</p>
<p>شب گذشته که به معراج تشریف بردید، </p>
<p>در آسمان چهارم، طرف چپ &#8220;بیت المعمور&#8221; منبری بود، شکسته و سوخته و به رو افتاده، آیا آن منبر را شناختی؟ آیا می‌دانی آن منبر متعلق به کیست؟ </p>
<p>حضرت فرمودند: خیر، آن منبر متعلق به کیست؟ </p>
<p>شیطان عرض کرد: آن منبر من بود، بالای آن می‌نشستم و ملائکه پای منبرم نشسته و من آنها را موعظه می‌کردم، ملائکه از عبادت و بندگی من تعجب می‌کردند. </p>
<p>وقتی که تسبیح از دستم می‌افتاد، چندین هزار ملک برخواسته تسبیح را می‌بوسیدند و به دست من می‌دادند.</p>
<p>اعتقاد من این بود که خداوند مخلوقی برتر از من خلق نفرموده است. اما امر بر عکس شد و رانده درگاه الهی شدم و الان از من بدتر و ملعون‌تر در درگاه احدیت کسی نیست&#8230;</p>
<p>امیر المومنین حضرت علی (علیه السلام) درباره عبادت شیطان و عاقبت او می فرماید: </p>
<p>پس از کار خدا درباره ابلیس پند گیرید که کردار دراز مدت او را تباه و کوشش فراوانش را بر باد داد و این به سبب لحظه ای تکبر و سرکشی بود.</p>
<p>شیطان مزد عمل مى گیرد</p>
<p>بعد از آن که شیطان از سجده کردن بر آدم سرپیچى کرد و از بهشت بیرون شد. گفت: پروردگارا! حالا که مرا بیرون و از رحمت خود دور مى کنى، عبادات من چه مى شود، هزاران سال عبادتت کرده ام که فقط چهار هزار سال آن را به دو رکعت نماز گذراندم! </p>
<p>علاوه بر آن خودت فرمودى، عمل عمل کنندگان را ضایع نمى کنم، آیا سزاوار است که با یک اشتباه، مزد عمل چندین هزار ساله من به کلى از بین برود؟</p>
<p>️خطاب از مصدر جلال خداوند رسید که مزد هیچ کس در پیش من ضایع نمى شود؛ ولى کسى که قابلیت نداشته باشد پاداش کارش را در آخرت دهم،</p>
<p>در دنیا هر چه بخواهد، مى دهم. </p>
<p>شیطان عرض کرد: من هم مزد عمل خود را در دنیا از تو طلب مى کنم. چون به واسطه آدم جهنمى شدم حاجات خود را درباره آدم و فرزندان او قرار مى دهم! </p>
<p>خطاب شد: حاجات خود را بگو تا به تو ببخشم&#8230;</p>
<p> </p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p> </p>
<p>تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۲</p>
<p>مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، به نقل از بحارالانوار. فخرالدین طریحی، مجمع البحرین</p>
<p>نهج البلاغه خطبه ۱۹۲</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosyniem.kowsarblog.ir/زندگینامه-شیطان۶">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosyniem.kowsarblog.ir/زندگینامه-شیطان۶#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosyniem.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=691266</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
